وقتی تنهاییم


نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 1:9 توسط زهرا|

وقتی به کسی به طور کامل وبدون هیچ شک وتردیدی اعتماد میکنید درنهایت دو نتیجه کلی خواهید گرفت : یا شخصی برای زندگی.. یا درسی برای زندگی..!
نوشته شده در دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت 13:43 توسط زهرا|

دست هام خالیست.. کف دستم اما.. یاس میروید اگر آب دهی.. زیر آن سایه ی یاس .. خط دستم خواناست .. خط دستی که تورا میخواند .... .
نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 14:1 توسط زهرا|


فیزیک بعدها ثابت میکند در روزهای بارانی جای خالی آدم ها بزرگ تر میشود

نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1392ساعت 1:12 توسط زهرا|

من در میان مردمی هستم که باورشان نمیشود تنهایــــم میگویند خوش بحالت که خوشحالی نمی دانند دلیل شاد بودنم باج به آنهاست برای دوست داشتن مــــــــن..


شـده ام مـعـادلـه ی چنـد مَـجهولـی !ایـن روزهـا هـیـچ کـس از هـیـچ راهـی مـرا نـمـیـفهمـَد…. .





روزهایم گذشت اما روزگار از من نگذشت!اما من از روزها و روزگار گذشتم ، بگذرید از من!..




آنقدر به مردم این زمانه بی اعتمادم که میترسم هرگاه از شادی به هوا بپرم زمین را از زیر پاییم بکشند




گر روزی عاشق شدی …قصه ات را برای هیچکس بازگو نکن …این روزها چشم حسودان به دود اسپند عادت کرده ……!.



نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1392ساعت 12:23 توسط زهرا|

فرزند فاطمه ششمین نور سرمدم

شیخ الائمه صادق آل پیمبرم

من آخرین امام بقیع مدینه ام

زهر جفای خصم شرر زد به سینه ام

در لحظه های آخر عمرم به زمزمه

ابراز می کنم غم دل را به فاطمه

مادر بیا و حال پریشان من ببین

از سوز زهر سینه سوزان من ببین

هنگام مرگ نام تو ذکر لبم شده

مسمومیت نه، غصه تو قاتلم شده

از یاد ماتم تو پریشان و مضطرم

مثل تو غصه دارم و هم درد حیدرم

دشمن شبانه ننگ به لوح زمانه زد

در پیش اهل خانه ام آتش به خانه زد

از درب خانه شعله آتش زبانه داشت

آن بی حیا به روی دلم داغ می گذاشت

ای وای من که هیچ زجورش ابا نکرد

از پیری و سفیدی مویم حیا نکرد

با دست بسته ام به بر کودکان من

انگار داشت از سر کین قصد جان من

در بین شعله ها به زمینم کشید و برد

مانند مرتضی به زمینم کشید و برد







نوشته شده در دوشنبه یازدهم شهریور 1392ساعت 13:5 توسط زهرا|


     جمعه هفتم تير ماه 1392 ساعت 7صبح كنكور سراسري تجربي !


 چه هفته اي اين هفته خدا كنه ديگه برام تكرار نشه و دفعه ي اول وآخر باشه ...


از هركسي كه به وبلاگم سرميزنه و اين مطلب رو ميخونه خواهش ميكنم برام دعا كنه ...



التماس دعاي فراوون   ...خداحافظ تا شنبه 8تيرماه ...إن شاءالله !!



نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1392ساعت 23:50 توسط زهرا|


شــایـد کـه بــرگــردی ...
شــایـد کـه پیـــدا شـی ...
شــایـد کـه آغـازی ...
در انتهــا بـاشـی ...
تمــامِ دیــروزُ ...
پِـیِ تــو مـی گــردم ...
کجــا گُمـم کـردی...؟
کجــا گُمتــ کـردم...؟
.................................؟
.................................؟
مـا اهـلِ هـم بـودیـم ...
هـم شبــُ و هـم فـانـوس ...
کجــا گُمتــ کـردم...؟
کجـای ایـن کـابـوس...؟
پُشتــِ کـدوم ابــرِ بـارونـیِ پـائیـز...؟
کجــــــای ایـن ... هِـق ... هِـق ...
ایـن گـریـه ی یکــ ریـــز ...
.................................؟
.................................؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 13:41 توسط زهرا|


تــو کـه نیستـی زنـدگیـمُ زیـرِ پـای کـی بـریـزم ...
واسـه کـی دلــم بمیــره ، وقتـی تــو نیستـی عـزیـزم ...

دستــِ ســردِ ایـن زمـونـه ، دستـامُ از تــو جــدا کــرد ...
بــازیِ دوریُ و حسـرتــ ، بـا دلای مـا چـه هـا کــرد ..

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 13:40 توسط زهرا|


تــو کـه نیستـی زنـدگیـمُ زیـرِ پـای کـی بـریـزم ...
واسـه کـی دلــم بمیــره ، وقتـی تــو نیستـی عـزیـزم ...

دستــِ ســردِ ایـن زمـونـه ، دستـامُ از تــو جــدا کــرد ...
بــازیِ دوریُ و حسـرتــ ، بـا دلای مـا چـه هـا کــرد ...

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1392ساعت 13:39 توسط زهرا|


آخرين مطالب
»
» حرف حساب
»
»
» حرف دل ...
» شهادت امام صادق علیه السلام
»
»
»
»
Design By : Pars Skin